بسمه تعالي 


مقدمه


منطقه ي عمومي غرب استان کرمانشاه، و غرب استان کردستان که به مرز شرقي کشور عراق منتهي مي شود و همسايه ي مردم کرد نشين شمال عراق است منطقه اي است کوهستاني و با کوههاي سر به فلک کشيده و درّه هاي عميق و جاده هاي پر پيچ و صعب العبور که کشاورزي مناسبي نداشته و به دليل ناهمواري هاي زياد اغلب مردم آن به دامداري هاي محدود و اندک مي پردازند. اغلب آنها از نظر مذهب اهل تسنن مي باشند و با توجه به آسيب هاي زيادي که از احزاب و گروهکهاي ضد انقلاب در طول نا آرامي هاي سال 1358 تا 1361 ديدند و از طرفي هم در طول مدت هشت سال دفاع مقدس اين مناطق درگير بوده و از لحاظ اقتصادي و رفاهي ضربات غير قابل جبراني را متحمل شدند، اين عوامل و عوامل طبيعي (صعب العبور بودن وعدم وجود راه مناسب – کمبود زمين هاي زراعي و .........) همه و همه باعث شده که مردم اين منطقه وضع معيشتي مناسبي نداشته و اغلب زير خط فقر، و دچار بحران هاي شديد اقتصادي اند.


با اينکه اين منطقه از لحاظ آب هاي سطحي بسيار غني و پر آب است اما به علت زياد بودن هزينه ي مهار آنها، اکثر اين آب ها ( رودخانه هايي مثل سيروان ) به عراق ريخته و مورد استفاده قرار نمي گيرند. 


عمليات و الفجر 10 ( ده )


مسئولين نظام مقدس جمهوري اسلامي که در تدارک يک عمليات گسترده در منطقه ي غرب بودند، با شناسايي ها و بررسي هاي زياد، منطقه ي عملياتي والفجر 10 ( ده ) را انتخاب و پس از دو ماه کار طاقت فرسا شناسايي منطقه به اتمام رسيد و پس از طرح ريزي يک عمليات گسترده منظم در چهار مرحله، يگانهاي مورد نظر که از جملگي تيپ ها و لشکرهاي مطرح سپاه بودند در منطقه استقرار پيدا کرده و در ساعت 2 بامداد 24/12/1366 با رمز مقدس يا محمّد بن عبدالله ( ص ) عمليات را آغاز نموده و در سه محور شروع به پيشروي نمودند. عمليات تا 29/12/1366 به طول انجاميد و منجر به آزادسازي ارتفاعات زيادي از نوار مرزي استان کرمانشاه و کردستان با کشور عراق گرديد و شهرهاي: بياره، طُويله، دوجيله، خرمال و حلبچه نيز در اين عمليات به تصرف رزمندگان اسلام درآمد و سد دربند يخان و جاده ي مهم تدارکاتي سليمانيه بغداد در تير رس ما قرار گرفت. اين عمليات به قدري گسترده و عظيم بود که عراق با تمام قوايي که در شمال کشور خود داشت نتوانست دفاع مؤثري به اجرا گذارد و حتي خط پدافندي موقتي نيز نتوانست تشکيل دهد که در آن ايام ( يعني 24/12/1366 تا 29/12/1366 ) پيش بيني مي شد تمام نظام حکومتي عراق به هم بريزد. يگانهاي آماده و مجهز ايران که در منطقه بودند به اين منظور آمده بودند که اگر عمليات به سختي پيش رفت و کار به سختي گرائيد، هر يگان قسمت کوچکي از کار را به جلو ببرد. اما با عمل کردن يگانهاي خط شکن مشاهده شد که شالوده ي دفاعي عراق کاملاً به هم ريخت.


به ديد کارشناسان نظامي اوضاع به نحوي بود که اگر ايران همان يگانهاي موجود در منطقه را به ادامه عمليات بگمارد به راحتي طي چند روز تمام شمال عراق را از دست صدام آزاد و به بغداد خواهيم رسيد. اما صدام که سناريوي به وجود آمده را اينچنين مي ديد و راه حلي براي آن نيافته بود ذات دژخيم و شيطاني خود را به حربه ي حيله و جنايت غربي ها مجهز نمود و اقدام به آن عمل غير انساني اي نمود که در تاريخ مثل و مانندي ندارد.


در آن هنگام که مردم شهرهاي آزاد شده ي ( بياره – طُويله – دوجيله – خرمال و حلبچه ) صميمانه پذيراي رزمندگان اسلام بوده و در حال ادامه زندگي روزمره ي خود بودند، صدام پليد چون يد از آستين بيرون آمده ي شيطان بزرگ اقدام به بمباران شيميايي منطقه نمود که اصل هدف را منطقه ي مسکوني شهر حلبچه ( بزرگترين شهر آزاد شده ) قرار داده و با توجه به جهت، با دو عوارض زمين دقيقاً بمب را به روستاي انب انداخت تا جهانيان ببيند که احدي از مردم موجود در منطقه جان سالم به در نبردند.


و اما ايران اسلامي که هرگز قصد جنگيدن با مردم بي دفاع را نداشته و مصيبت هاي وارده به آنان را بي نهي تافت به جاي ادامه ي عمليات اقدام به پناه دادن به مردم آواره ي عراق نمود. در پي شهادت مظلومانه ي جمع کثيري از مردم عراق در شهر حلبچه بقيه ي مردم ساکن در شهر هاي آزاد شده و روستاهاي اطراف از ترس بمباران مجدد و يا هر عمل پيش بيني نشده اي از سوي صدام منطقه را ترک و به سوي شهرهاي استان کرمانشاه و کردستان و راهي ارتفاعات و درّه هاي  مرزي ، و به ايران پناهنده شدند.


عليرغم اينکه در عمليات والفجر 10 ( ده ) تعداد زيادي از بعثيان ( بيش از 000/10) به درک واصل شدند( 62 گردان پياده – 12 گردان زرهي - 12 گردان مکانيزه – 21 گردان کماندو و 11 گردان توپخانه ) و خسارات بسيار زيادي که به ارتش عراق وارد شد ( انهدام 90 تانک و نفر بر – 100 توپ صحرايي – 15 دستگاه مهندسي – 800 خودرو – 6110 سلاح انفرادي و 20 خمپاره انداز ) ولي رزمندگان کفر ستيز ايران اسلامي با مشاهده ي صحنه هاي بسيار دردآور شيميايي شدگان آواره هيچگاه شيريني پيروزي عمليات را احساس نکردند.


                                                                                                                                                                   نوشته: محمدباقر آقايي




هيئت تحريريه وصال شهدا ::: چهارشنبه 25 ارديبهشت 1387::: ساعت 12:44 عصر
صلوات نذر لاله های شهید :
صلوات 

بسم رب الشهدا
ان ربک لبا ل
مرصاد (همانا پروردگار تو در کمينگاه است.)



تحليلي بر عمليات مرصاد (انهدام پيشمرگان ناکام صدام)
پذيرش قطعنامه (آتش بس)


در اواخر دفاع مقدس ،پذيرش قطعنامه 589 سازمان ملل از سوي ايران همانگونه که عراق را در بن بست سياسي و نظامي شديدي قرار داد و توطئه هاي وسيعي که از جانب استکبار جهاني عليه انقلاب اسلامي ديده شده بود را نقش بر آب کرد ،بر گروهک ها وعناصر به اصطلاح اپوزسيون نيز شوک شديدي وارد ساخت ،در اين ميان منافقين به عنوان تنها گروهي که همه ي حيثيت و هستي سازمان خو را در گرو جنگ نهاده بود بيشترين صدمه و لطمه را از پذيرش قطعنامه توسط ايران متحمل شد .بنابراين براي خارج شدن از اين بن بست،توطئه ي عمليات بر ضد مردم مرز نشين ما را شکل دادند و با توجه به شرايط جديدي که در جنگ پيش آمده بود فرصت را غنيمت شمرده و براي اهداف پليد خود عملياتي را که براي شهريور67 پيش بيني کرده بودند را ،دو ماه جلو انداخته و اواخر تير ماه 1367 با تمام قواي مسلح خود به مرز غربي کشور عزيزمان (مرز خسروي)يورش برده و عمليات خود را آغاز کردند .


نقش عراق :


از مدت ها قبل اطلاعاتي بدست آمده بود که صدام درصدد است در فاز جديد جنگ با استفاده از ضد انقلابيون در داخل خاک ايران عمليات هايي را انجام دهد .در اين ميان منافقين طي دو عمليات ،تحت عناوين آفتاب در فکه و چلچراغ در مهران تا حدودي آمادگي خود را براي محوريت اين شرارت در داخل براي صدام به اثبات رساندند . و از طرفي از آنجا که عراق به خاطر پذيرش قطعنامه بهانه اي براي تجاوز جديد به ايران نداشت ،با حمايت و پشتيباني ،تسليحاتي لجستيکي و هوايي از منافقين با روشي جديد توسط منافقين به خاک ميهن اسلامي يورش برد .البته حجم عظيم عمليات توسط نيروهاي عراقي و ارتش بعث عراق صورت گرفت و در چند موضوع قسمت اصلي کار را صورت داده و کار منافقين را آسان کردند که آن موضوعات عبارتند از :


1-      تک وسيع عراق در محور خسروي – قصر شيرين – سرپل ذهاب و اشغال اين سه شهر توسط ارتش عراق و شکستن خط پدافندي نيروهاي ايران به منظور باز کردن راه براي آنان


2-      پشتيباني هوايي با نيروي هوايي هواپيماهاي جنگنده و بمب افکن و هوانيروز(هليکوپترهاي جنگنده و بمب افکن و نيروبر)


3-      پشتيباني امکاناتي و ترابري زميني وسيع به منظور حمل امکانات – نيرو – تامين تجيهزات و...


4-      پشتيباني اطلاعاتي و عملياتي وسيع به نحوي که تمام حرکات و سکنات منافقين با نظر ‍ژنرالهاي کارکشته عراق انجام مي شد.       


هدف منافقين :


طراحي و هدف عملياتي منفقين از حرکت سريعي که در عمق خاک ايران و با تانک هاي برزيلي دجله (داراي سرعت 120 کيلومتر در ساعت ) انجام مي شد به خيال خام چندين شهر مسير قصر شيرين تا تهران و در نهايت رسيدن به تهران بود .


زمان بندي و برنامه ي عمليات منافقين :


در اين طرح ريزي منافقين در نظر داشتند با وارد کردن 13 تيپ نيروي رزمي در تهران ضمن تسخير و اشغال ماکز مهم قدرت ،حکومت را به خيال خود به دست بگيرند که طبق زمان بندي اين طرح نيروهاي منافقين بايستي ساعت شش بعد از ظهر روز دوشنبه 3 مرداد 67 به کرند غرب و ساعت 8 شب همان روز به اسلام آباد غرب و ساعت 10 شب همان روز به کرمانشاه رسيده و در اين شهر دولت خود را اعلام کنند .


سازمان منافقين و نام عمليات آنان :


اين عمليات که نام آن را (گروه جاويدان)نهاده بودند با 25 تيپ که هر تيپ به طور متوسط دويست الي سيصد نفر نيرو داشت ،انجام پذيرفت  که جمع نيروهاي منافقين در اين عمليات پنج الي هفت هزار نفر بيشتر نبود .
فرماندهي کل عمليات بدست شخص مسعود رجوي و مريم رجوي بود که پنج محور با فرماندهان مشخص براي تسخير محورهاي :


1-      اسلام آباد


2-      کرمانشاه


3-      همدان


4-      قزوين


5-      تهران


در نظر گرفته شده بود .


نيروهاي منافقين متشکل از 60 درصد و 40 درصد زن بودند که همگي آنان از ايرانياني بودند که به دلايل مختلف (تحت تعقيب بودن ،جرايم ياسي،جرايم مالي ،قتل ،جنايت و...) از کشور گريخته و به خاطر پول و امکاناتي که سازمان در اختيار آنان قرار مي داد و به خاطر فرار از وضع اسف بار آوارگي  در کشورهاي بيگانه توسط عضويابان سازمان جذب و با آموزش نظامي و شست و شوي فکري آنان را براي عمليات داخل ايران اماده کرده بودند که تضادهاي فکري و فساد هاي اخلاقي و مشکلات روحي و رواني بين آنان معروف و زبانزد بود .


نحوه هجوم منافقين :


با بازگشايي خط اصلي رزمندگان و تسخير شهرهاي خسروي – قصر شيرين – سرپل ذهاب با انجام عمليات هلي برد پشت ارتفاعات پاطاق توسط ارتش عراق تقريبا کار قابل توجه نظامي براي منافقين باقي نمانده بود و با تکيه بر جاده و عدم حضور موثر در ارتفاعات در نقاط حساس به صورت ستوني و تقريبا شبيه يک حرکت خودرويي کليه نيروهاي خود را به شهر کرند و در نهايت به شهر اسلام آباد رسانيده و در اين مسير فقط با مردم برخور داشتند  و در طول مسير با نيروهاي بسيار محدود و انگشت شمار خودي برخورد و درگير شده بودند .


پس از حضور در اسلام آباد حرکت خود را به طرف کرمانشاه ادامه دادند که در آن زمان نيروهاي خودي در دو محور چهار زبر و اسلام آباد زمين گير شدند .


آغاز عمليات مرصاد (عمليات نيروهاي خودي بر عليه منافقين ) :


توقف نيروهاي منافقين در منطقه چهار زبر و اسلام آباد حدود دو روز طول کشيده بود و با تلاش نيروهاي خودي سازمان يافته و مردمي در دو محور 1 – چهارزبر به منظور سد حرکت منافقين و جلوگيري از پيشروي بيشتر آنان
2- منطقه ي عمومي اسلام آباد (از جناح هاي مختلف ) به منظور وارد آوردن ضربه به عقبه دشمن و متلاشي کردن آن حرکت آنان متوقف شده بود که عمليات مرصاد با رمز مقدس (يا علي بن ابي طالب) اغاز گرديد .


محور اول عمليات (ارتفاعات چهار زبر ):


در اين محور نيروهاي مردمي زيادي به سرپرستي روحاني شهيد "حاج ذبيح الله کرمي" که در آن زمان قاضي و عالم شرع يکي از شهرهاي استان کرمانشاه بود،گرد آمده بودند .با کمک نيروهاي سپاه متشکل از چند تيپ حاضر در منطقه، پس از سد حرکت منافقين از 4/5/67 الي 5/5/67 به مدت دو روز ،با اعلام رمز عمليات همان نيروهاي موجود به کمک نيروهاي جديد منافقين را نابود و به سمت ارتفاعات حسن آباد و در نهايت شهر اسلام آباد حرکت کردند .


محور دوم عمليات (شهر اسلام آباد ):


عليرغم اينکه تصور ميشد اسلام آباد در کنترل کامل دشمن است ولي جناح هاي شهر(کوه هاي اطراف شهر و گلوگاه ها و راه هاي رسيدن به شهر ) در دسترس نيروهاي خودي بود .لذا چندين گردان از يگان هاي مختلف موجود در منطقه مانند تيپ نبي اکرم (ص) که در آن زمان در منطقه ي عمومي پادگان ابوذر بود .به کمک نيروهاي جديد اعزام شده مردمي و يگان هاي سازمان يافته با هلي برد و ... به منافقين مستقل در شهر اسلام آباد حمله و آنان را به طور کامل نابود نمودند.


محور سوم عمليات (شهر کرند غرب و جاده هاي عقبه ي شهر اسلام آباد ):


گردان هايي نيز از تيپ هاي انصار الرسول و مقداد که بومي منطقه بودند،به کمک گردان هايي از لشگر6 (شش) ويژه پاسداران ،مامور بستن جاده عقبه منافقين شده و با اين حرکت باعث شدند اکثر نيروهاي آنان نتوانند از منطقه خارج شوند و به هلاکت رسيدند .


پايان عمليات : 


نيروهاي منافقين که همه چيز را تمام شده يافتند ،به کوه هاي اطراف پناه برده و خيلي از آن ها گريختند که در طول سه روز عمليات پاکسازي با کمک مردم روستاهاي منطقه تمامي آنان دستگير و به محاکم قضايي سپرده شدند وآثار خودروهاي بي شمار وتجهيزات گسترده آنان در درون شهرها نيز کاملا در اين مدت پاکسازي گرديده و زندگي مردم در شهرها و روستاهاي منطقه به حالت عادي برگشت.


                                             *****شادي روح شهداي غريب غرب ،صلوات ****




هيئت تحريريه وصال شهدا ::: پنجشنبه 25 بهمن 1386::: ساعت 4:18 عصر
صلوات نذر لاله های شهید :
صلوات