سفارش تبلیغ
صبا


شهید احمدعلی کردمیر در تاریخ 10/10/1331 دیده به این کره خاکی گشود، کسی وسعت فردای این طفل کوچک را نمی توانست دریابد. در دوران طفولیت سایه و حمایت پدر را از دست داد امافقدان پدر با تمام دشواری هایش نتوانست مانع رشد تعالی او گردد. هرچند در 18 سالگی به علت فقر مالی و جهت امرار معاش مجبور شد زادگاهش کرمانشاه را به قصد تهران ترک نماید. اما وی در سراسر زندگی پر فراز و نشیبش هدف را به درستی شناخت و جهت دستیابی به آن هدف بزرگ عاشقانه نه تنها دل بلکه سر سپرد و هدف و راهش، راه اسلام و امام (ره) بود. و در سال 52 و 53 وارد مبارزات رژیم گردید و در یکی از همین مبارزات در نزدیکی اصفهان دستگیر شد و چنان مورد شکنجه قرار گرفت که تا زمان شهادت آثار شکنجه روی بدنش نمایان بود.

وی در سال 56 همزمان با اوج گرفتن جریان انقلاب در راهپیمایی های خیابانی و تکثیر اعلامیه ها شرکت نمود و در 21 بهمن به همراه همرزمانش به باغ شاه حمله ور شدند قسمتی از پادگان را به تصرف درآورده و مهمات پادگان را به مسجد منتقل کردند و با یک قبضه تیربار MCC  پادگان جی را تصرف نمودند. و در سال 57 به زادگاهش کرمانشاه مراجعت نمود و در همان سال وارد کمیته پویای مسجد نورالحسین (ع) شد و در سال 59 با خانواده ای متدین وصلت نمود. او در درگیری های  پاوه همراه با دکتر چمران مزدوران دموکرات را تار و مار کرد و همچنین در کامیاران و کردستان ندای هل من ناصر ینصرنی حسین زمان گوش فرا داد و این پلیدان را از صحنه روزگار محو و نابود کردند و سپس این ناله عاشق غلطان به خون و آیات قرآن بر لب در 28 صفر سال 1360 مصادف با وفات پیامبر اکرم (ص) و امام حسن مجتبی (ع) در جبهه های غرب تنگه حاجیان بدن پاکش مورد اصابت ترکش خمپاره دشمن قرار گرفت و قطعه قطعه گردید.

قطعاتی از وصیت نامه

         

         برادرانم من خود به قصد سرکشی و کمک رسانی با شوق و ذوق به جبهه سومار می روم تا شاید با انجام این امر خیر خداوند و امام امت از من راضی و خشنود باشد. برادران و خواهرانم به شما توصیه می کنم در مقابل بی خدایان با کمال قاطعیت برخورد کنید. به مادرم بگویید پسرت در راه خدا رفت و شهید شد مثل تمام خانواده شهدا برایم گریه نکنید و غم مخورید و هرگاه به یاد من افتادید برایم قرآن بخوانید.

                            می روم من از پی اجرای فرمان می روم

                                                                              در پی اجرای دستورات قرآن می روم

                           می روم من در پی کشتـار قوم اهریـمـن

                                                                            در پــی آزادی اسـلام و قـرآن مـی روم

 شهید احمدعلی کردمیر

شهید بزرگوار احمدعلی کردمیر

شادی روح شهید بزرگوار «احمد علی کردمیر» صلوات!




هیئت تحریریه وصال شهدا ::: جمعه 88 اردیبهشت 11::: ساعت 11:34 صبح
صلوات نذر لاله های شهید :
صلوات 

« زندگی نامه شهید بهمن آرمین »

       شهید بهمن آرمین فرزند ابراهیم در تاریخ 07/01/1339 در روستایی از توابع شهرستان تویسرکان متولد شد و در سن پنج سالگی به همراه خانواده به شهرستان کرمانشاه مهاجرت کردند و تا قبل از شهادت در این شهر زندگی کردند. دوران تحصیلی متوسطه را در دبیرستان ابن سینا گذراند که سال های آخر آن مصادف با جریان انقلاب شد. از آن جایی که شهید تعالیم دینی را به خوبی در خانواده فرا گرفته بود به انقلابیون پیوست و با همکاری شهیدان سید علیرضا معصومی و ترابعلی کریمی و نیز دیگر جوانان انقلابی محله شاطر آباد به پربایی و سازماندهی تظاهرات، انتشار و پخش اعلامیه و سخنرانیهای حضرت امام (ره) پرداختند که در این بین از راهنمایی های روحانیونی چون شهید اشرفی، مرحوم حاج آخوند کرمانشاهی و نیز آیت الله نجومی بهره مند شدند.

ایشان در جریان مبارزات چندین بار توسط ماموران طاغوت مورد ضرب و شتم قرار گرفتند ولی شهید مبارزات خود را تا پیروزی انقلاب ادامه دادند. ایشان در سال 1358به عضویت سپاه پاسداران انقلاب کرمانشاه در آمدند. و برای تقویت پایه های فرهنگی جوانان و نیز برای جلوگیری از انحراف آنان در مرحله شاطر آباد با تاسیس انجمن اسلامی به فعالیت پرداخت. شهید در طول زمان خدمتش در سپاه پاسداران مسئول به دبیر خانه ناحیه کرمانشاه، معاونت سپاه پاسداران شهرستان هرسین، یگان حفاظت از شخصیت ها ، دفتر پشتیبانی جنگ استانداری کرمانشاه، مسئول گروهان بلال گردان حنین تیپ 2 نبی اکرم بودند. وی مدتی به عنوان مسئول پایگاه ابوذر و انجمن اسلامی شاطر آباد فعالیت و در این مدت جوانان زیادی را جذب نمودند که بسیاری از آنان دارای جایگاه های شاخصی در مدیریت دولتی هستند.

از خصوصیات بارز اخلاقی ایشان می توان به این موارد اشاره نمود. ایشان عاشق امام ( ره) بودند و با اعتقادی راسخ به ولایت فقیه به دستورات ایشان به طور کامل و بدون هیچ گونه ملاحظه ای عمل می نمودند. خوش خلقی، نظم ، احترام به پدر و مادر و نیز دقت در انجام امور محله از دیگر خصوصیات ایشان بود. همچنین همیشه طالب ارائه طرح نو و کاربردی بودند و نیز توجه خاصی به جوان و جوانگرایی داشتند.

شهید در عملیات مختلفی اعم از میمک، والفجر 9 ، کربلای 4، کربلای 5، نصر 7و.....شرکت داشتند. و در سال 64 به همراه دو تن از فرماندهان فعلی سپاه ،سردار ایرانی و سردار شاه ویسی در منطقه مریوان با مین های کاشته شده متوسط توسط ضد انقلابیون ، برخورد کرده و مجروح شدند. تا این که در حالی که مسئول محور تیپ نبی اکرم در منطقه سردشت بودند در تاریخ 16/07/1366 در هنگام سرکشی در منطقه به همراه سردار بهروز مرادی قائم مقام تیپ نبی اکرم کرمانشاه در حال عبور از میدان ، با مین برخورد کرده  و به درجه رفیع شهادت نائل آمدند و به قول شهید خسرو پایده « آرمین بر مین آرمید!»

و پیکر مطهرش در گلزار شهدای کرمانشاه به خاک سپرده شد.

پدر و مادر شهید در قید حیات هستند و یکی از براداران شهید به نام خسرو در عملیات والفجر 9 در سال 64 به شهادت رسیدند و یکی دیگر از برادران وی جانباز انقلاب می باشد.

از شهید دو فرزند ( پسر و دختر ) به یادگار مانده که هر دو دارای مدرک مهندسی در رشته های «برق و الکترونیک» و « نرم افزار » هستند.                                    

                                                          شهید بهمن آرمین

                                             شادی روح شهید بزرگوار " بهمن آرمین" صلوات!

 




هیئت تحریریه وصال شهدا ::: یکشنبه 87 اسفند 25::: ساعت 9:57 صبح
صلوات نذر لاله های شهید :
صلوات 

شهید حجت ا... حسین آبادی

پاسدار شهید در سال 1342 در روستای حسین آباد از توابع شهرستان کنگاور در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. شهید قبل از انقلاب دانش آموز بود و درس می خواند. اخلاق و رفتار ایشان در کودکی و دوره ابتدایی و راهنمایی و متوسطه بسیار خوب بود. همه معلمان و مربیان آموزش و پرورش از دست وی رضایت کامل داشتند. از زمان شروع انقلاب شبها و روزها در کوچه و محل و شهر خود از حریم انقلاب پاسداری می نمود.

پس از مدتی شهید در کنکور سراسری شرکت کرد و در رشته پرورشی دانشگاه مشهد قبول شد. شهید به همین طریق ممکن رضایت پدر و مادر را جهت رفتن به جبهه کسب نمود و بارها به جبهه اعزام شد. سرانجام در تاریخ 27/10/64 در جزیره مجنون (حورالعظیم) به درجه رفیع شهادت نایل آمد.

                                            
                      *شادی روح شهدای مظلوم غرب بخصوص شهید حجت ا... حسین آبادی صلوات*  




هیئت تحریریه وصال شهدا ::: شنبه 87 مهر 13::: ساعت 9:18 صبح
صلوات نذر لاله های شهید :
صلوات 

شهید تحسین حبیبی

شهید در سال 1349 در روستای صفی آباد شهرستان جوانرود در خانواده ای مذهبی و متوسط به دنیا آمد و هنوز مدتی از تولدش نگذشته بود که از نعمت داشتن مادر محروم شد و از همان کودکی طمع تلخ و محرومیت ناشی از بی مادری را چشید و در درون دردها و رنج ها رشد یافت و شهید علیرغم مشکلات و مصائب زیاد توانست دوران تحصیل ابتدایی و راهنمایی را با موفقیت به پایان رساند. بعد از اتمام تحصیلات راهنمایی به شهرستان صحنه رفته و در دانشسرای مقدماتی ادامه تحصیل داد. وی در کنار تحصیل ، جبهه و دفاع از ارزشها و دستاوردهای انقلاب را از یاد نبرد و در کنار رزمندگان با دشمن جنگید تا اینکه در تاریخ 9/11/65 در منطقه شیخ صالح به فیض شهادت نایل آمد.

                                         
                         *شادی روح شهدای مظلوم غرب بخصوص شهید تحسین حبیبی صلوات*    




هیئت تحریریه وصال شهدا ::: شنبه 87 مهر 13::: ساعت 9:17 صبح
صلوات نذر لاله های شهید :
صلوات 

شهید کیومرث خسروآبادی

شهید در سال 1341 در اسلام آباد غرب دیده به جهان گشود. در سال 1347 وارد دبستان شد و در سال 1360 موفق به دریافت مدرک دیپلم شد. بیشتر فعالیت وی در دبیرستان بر علیه نظام ستم شاهی بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در مهدیه قصرشیرین مشغول به تبلیغات اسلامی شد.

وی در سال تحصیلی 59- 58 در مسابقات کشتی آموزشگاه های استان مقام دوم را کسب نمود. با شروع حمله نظامی رژیم بعث به جمهوری اسلامی ایران و با سقوط قصرشیرین به همراه خانواده به اسلام آباد غرب مهاجرت نمود و به عضویت بسیج عشایر درآمد. در سال 61 به عنوان پاسدار وظیفه به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام گردید تا اینکه در سال 62 در حین عملیات در دزفول به درجه رفیع شهادت نایل گردید. 

                                             
                         *شادی روح شهدای مظلوم غرب بخصوص شهید کیومرث خسروآبادی صلوات*  




هیئت تحریریه وصال شهدا ::: شنبه 87 مهر 13::: ساعت 9:11 صبح
صلوات نذر لاله های شهید :
صلوات 

شهید غلامعلی خزایی

شهید درسال 1342 در روستای کوتادره خزل از توابع شهرستان نهاوند دیده به جهان گشود.

تحصیلات ابتدایی و اول راهنمایی را در این روستا و شهر نهاوند به پایان رساند و درسال 1355 جهت ادامه تحصیل به شهرستان کنگاور رفت و در سال 61-60 از دبیرستان شهید مطهری موفق به اخذ دیپلم گردید. سپس به عضویت سپاه درآمد تا اینکه در سال 63 در کنکور سراسری شرکت نمود وارد دانشکده الهیات دانشگاه تهران گردید و پس از 7 ماه باز هم به سپاه مراجعت  و تا لحظه شهادت در آن ارگان مقدس مشغول خدمت بود. در تاریخ 3/5/67 در عملیات مرصاد به درجه رفیع شهادت نایل آمد.

گزیده ای از وصیت نامه شهید غلامعلی خزایی

... از خانواده ام مصرانه می خواهم که تا توان دارند در اجرای اوامر و ترک نواهی شرع مقدس بکوشند و تا پای جان مطیع اوامر امام خمینی و حامی جمهوری اسلامی باشند و اطاعت از فرامین ولایت فقیه را مستمسکی جهت قرب به خدا و وصول به مقام انسانیت و وسیله ای برای رسیدن به نور هدایت قرار دهند.     

                                            
                            *شادی روح شهدای مظلوم غرب بخصوص شهید غلامعلی خزایی صلوات*
    




هیئت تحریریه وصال شهدا ::: شنبه 87 مهر 13::: ساعت 9:10 صبح
صلوات نذر لاله های شهید :
صلوات 

شهید نورا... حسینیان

شهید سال 42 در خانواده ای مستضعف و مذهبی در شهرستان گیلانغرب دیده به جهان گشود. دوران کودکی را تا پایان تحصیلات دبیرستانیش با هزاران رنج و مشقت درشهرستان محل تولدش به پایان رساند. شهید معظم در زمان شروع انقلاب اسلامی دوشادوش مردم بیدار این خطه در فعالیت های مذهبی و دینی و همچنین تشکیل تظاهرات و راهپیماییهای آن زمان از جان خویش مایه نهاد تا بتواند به پیروزی انقلاب اسلامی کمکی کرده باشد. وی چون با رنج و مشقت بزرگ شده بود به زندگی مادی پای بند نبود و همیشه می گفت: با نانی بساز که خدا بزرگ است.

شهید در سال 64 همراه با برادرش در مرکز شهید صدوقی پذیرفته شد. سال اول تحصیل را پشت سر گذاشت و سال دوم در پایان ترم آخر و شروع مجدد بمباران های هوایی مرکز تربیت شهید صدوقی تعطیل شد و شهید هنگام بازگشت به خانه در جلوی چشمان پدرو مادر پیر و چشم انتظارش مورد هجوم هواپیماهای دشمن قرار می گیرد و به شهادت می رسد.  در تاریخ 1/10/65 در مزار شهدای گیلانغرب به خاک سپرده می شود.                                       

                                         
                           *شادی روح شهدای مظلوم غرب بخصوص شهید نورالله حسینیان صلوات*




هیئت تحریریه وصال شهدا ::: شنبه 87 مهر 13::: ساعت 9:9 صبح
صلوات نذر لاله های شهید :
صلوات 

 شهید عیسی رحیمی

شهید سال 46 در خانواده ای مستضعف و مذهبی در شهرستان هرسین دیده به جهان گشود. تحصیلات دوره ی راهنمایی را در زادگاهش گذراند. سپس وارد دانشسرای کشاورزی شهرستان بروجرد شد. پس از اخذ دیپلم در سال 64 در دانشکده ی کشاورزی شهرکرد پذیرفته شد.ادامه مطلب...



هیئت تحریریه وصال شهدا ::: پنج شنبه 87 شهریور 7::: ساعت 6:32 عصر
صلوات نذر لاله های شهید :
صلوات 

شهید حاج مسعود امیری

شهید در سال 1339 در یک خانواده متوسط و مذهبی درشهر کرمانشاه به دنیا آمد و تحصیلاتش را در همان شهر به پایان رساند. قبل از انقلاب در راهپیمایی ها و تظاهرات شرکت فعال داشت و در پخش اعلامیه و کتب و نوارهای مذهبی و انقلابی سهم بسزایی داشت و بارها در تظاهرات از سوی مزدوران رژیم ستم شاهی مورد تعقیب قرار گرفت.

                                        شادی روح شهدای مظلوم غرب صلوات    

ادامه مطلب...



هیئت تحریریه وصال شهدا ::: پنج شنبه 87 شهریور 7::: ساعت 6:19 عصر
صلوات نذر لاله های شهید :
صلوات 

شهید غلامرضا گل آور

شهید در سال 45 در شهرستان نفت شهر در یک خانواده مذهبی و علاقمند به خاندان عصمت و طهارت به دنیا آمد به دنبال حمله رژیم بعث عراق همراه خانواده به اسلام آباد مهاجرت نمود. ضمن تحصیل دردبیرستان وارد حوزه علمیه شد و مدت 4 سال به عنوان طلبه مشغول تحصیل علوم دینی گردید.ادامه مطلب...



هیئت تحریریه وصال شهدا ::: پنج شنبه 87 شهریور 7::: ساعت 6:12 عصر
صلوات نذر لاله های شهید :
صلوات 

   1   2      >